سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

قبول

باشه خدا جونم. هر چی تو گفتی قبول. راضیم به رضات. ولی به عنوان بندت یه خواهشی ازت دارم. بهم صبر بده. باشه خدا جون؟؟ مرسی. فدای خدای خودم. ...
19 آبان 1391

سلام سلام صد تا سلام

سلام دوس جونیاااا به زودی یه خبرررررررررررررررررررررررر خیلی خیلی خوب براتون دارم.  اما الان نمی گم ایشالا ایشالااااااااااااااااااا به زودی براتون با خبرای خوب آپ میکنم. منتظر باششششششششییید . همتونو دوس دارمممممممم. ...
17 آبان 1391

عید غدیر

سلام دوست جونیا. میدونم وبم خواننده زیادی نداره. اما دلم میخواد واسه همه کسایی که میشناسن و میخونن بنویسم. امشب شب عید غدیره. خدایا به حق این شب عزیز. به حق دلهای شکسته بنده هات همه مریضا رو شفا بده که دیگه هیچ کس شبهای قشنگش تو بیمارستان نباشه. خدایا به حق این شبت مواظب و حافظ اونایی که مسافرن و خونوادشون چشم به راهشونن باش. خدایا به حق این شب بزرگ و قشنگت مشکل مالی همه جوونا همه اونایی که میخوان ازدواج کنن یا تازه عروس و دامادایی که تازه زندگیشون رو شرو کردن باش. خدا جون کمک کن به همه دخترای دم بختی که جهیزیه ندارن تا برن سر خونه زندگیشون. خدا جونم کمک اون پدری کن که شبا جلو بچه هاش شرمنده نباشه. اون مادری که مجبور نباشه شب اب رو اجاق ...
12 آبان 1391

خداحافظ

سلام عزیزم. اومذم بگم تا یه مدت طولانی تو وبت نمینویسم. چون بیشتر بهم میریزم. به قول بابات منم از این مسخره بازیا خسته شدم. فعلا خداحافظ. منم ببخش که نتونستم مادر خوبی شم. هر چی از تو بود رو پاک کردم. همه رو. برای مدت طولانی خداحافظ
18 مهر 1391

...

سلام عزیزم. یه چیزی از وب یکی از دوستام خوندم خیلی خوشم اومد برات میزارمش. برای تو که فقط هودت بخونی. این روزا بابایی هم منو بخاطر نوشته هام و انتظارم واسه تو مسخره میکنه. اما نمیفهمه من چی میگم. چند وقت پیش گف همش تکراری شده. اما به نظر من کل زندگی تکراره. من همیشه تکرار زندگی رو درک کردم. اما همچنان برای تو انتظار میکشم. حالا هر کی هر چی بخواد بگه. من دوست دارم و با تمام وجود میخوامت. این مطلبیه که از وب دوستم گرفتم. با اجازه نویسنده : عاقبت در یک شب از شب های دور/کودک من پا به دنیا می نهد/آن زمان بر من خدای مهربان/نام شور انگیز مادر می نهد/بینمش روزی که طفلم همچو گل/در میان بسترش خوابیده است/بوی او چون عطر پیک یاس ها/در مشام جان من ...
17 مهر 1391